دبیر علمی صورتجلسه های کمیته های علمی اصفهان

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۲ | 
موضوع چهارمین جلسه هم اندیشی برای محورهای همایش سراسری طب و قضا مهرماه 1398 ساری
زمان 27/04/1398 مکان سالن اجتماعات اداره کل پزشکی قانونی استان اصفهان
 
 
 
حاضرین جلسه
جناب آقای امانی (رییس شعبه 23 دادگاه تجدید نظر اصفهان) - جناب آقای دکتر شریفی (معاون دادستان عمومی و انقلاب اصفهان) جناب آقای دکتر سید حمیدرضا سجودی (معاون قضایی رییس کل دادگستری استان اصفهان) - دکتر علی سلیمانپور (مدیرکل) - دکتر امید ایروانی (سرپرست آموزش و پژوهش) - دکتر حسین مختاری (پزشک واحد معاینات بالینی) - دکتر سید احمد حسینی (پزشک واحد معاینات بالینی) دکتر محمد رسولی (بازرس مراکز پزشکی قانونی تابعه استان اصفهان)
 
سوالات مورد بحث
1-آیا "آسیب های ناشی از اقدامات درمانی" مشمول ارش و دیه میباشد؟ در صورت اخذ رضایت به منظور اقدام درمانی، چه کسی ضامن تامین خسارات ناشی از آسیب های ناشی از این اقدامات است؟ عدم مبادرت مصدوم به اقدامات لازم درمانی از جمله جراحی بعضا میتواند منجر به سرایت احتمالی جنایت اولیه و افزایش خسارت گردد. در این صورت احتساب ارش، دیه و یا نقص عضوی چگونه است؟ با توجه به احتمال کاهش نقص عضوی ناشی از جراحات و ضایعات اولیه (بخصوص در شکستگی ها و آسیبهای تاندونی) پس از انجام اقدامات درمانی از یک سو و بروز برخی از صدمات بدنبال انجام این اقدامات (نظیر برش جراحی، تعبیه پیچ و پلاک جراحی) از سوی دیگر، جبران آسیبهای احتمالی متعاقب اقدامات درمانی از منظر فقهی و حقوقی چگونه خواهد بود؟
2- از آنجا که بسیاری از صدمات و آسیبها به خصوص در ضایعات اسکلتی (مفاصل و استخوانها) علی رغم بهبودی و عدم بر جا گذاشتن نقص عملکردی همراه با درجاتی از انحراف از وضعیت سرشتی خواهند بود، آیا مشمول عبارت"معیوب درمان شده" در قانون مجازات میگردد یا خیر؟ به عبارت دیگر اصطلاح"معیوب درمان شدن" در قانون مجازات اسلامی به چه معناست؟ آیا درمان معیوب فقط در مورد ضایعات استخوانی صادق است یا شامل سایر بافتها، اعضا و جوارح نیز خواهد بود؟ 
جناب آقای دکتر سلیمانپور در ابتدا مختصری از موضوع جلسه قبلی بیان فرمودند. موضوع جلسه قبلی زندگی نباتی و تعدد دیات بوده است که نتایج به دبیرخانه همایش ارسال شده است. ایشان محورهای همایش مهرماه سال جاری را نام بردند و سپس سوالاتی را که در این جلسه باید پاسخ داده شود را مطرح نمودند. سوالاتی که توسط آقای دکتر ایروانی قبل از جلسه تهیه و به اعضای حاضر در جلسه ابلاغ شده اند.
 آقای امانی درخواست نمودند که مباحث به صورت سوال مطرح شود.
 آیا هزینه درمان مازاد بر دیه مورد قبول می باشد؟
 دکتر مختاری: در مقاله ای که از آیت الله شاهرودی ارائه شده به  احادیثی اشاره شده که ائمه معصوم علاوه بر دیه قائل به پرداخت هزینه‌های درمانی نیز بوده‌اند.
 دکتر رسولی: آیت الله مرعشی "حکومت" را مطرح کردند که مصدوم میتواند در خواست هزینه بکند.  همچنین خساراتی که مصدوم متقبل می‌شود و مدت بیکاری نیز باید رسیدگی شود هزینه های درمان به عهده کیست؟ و تحت چه عنوانی هزینه درمانی پرداخت شود؟
 دکتر حسینی:  نقص عضو در مشاغل مختلف متفاوت است در حال حاضر به نوع شغل مصدوم توجه نمی‌شود.
 آقای امانی: سیر قانونگذاری سیر حل مسائل است. فقه شیعه در گذشته حکومتی نبوده است ولی بعد از انقلاب، حکومت بر اساس فقه بوده است.  سرایت، هزینه درمانی و نقص عضو از مصادیق هزینه مازاد بر دیه است. خدماتی که مشمول درمان می باشد اولین سوالی است که باید پاسخ داده شود. اقدامی که در جراحی میشود عقل آن را  تأیید می کند.  برای تعبیه ابزار ارتوپدی ماهیچه‌ها بریده می‌شود تا به استخوان برسد. هدف مهم‌تر مورد نظر می باشد. جراحی و درمان ضروری است. اما آیا این اقدام درمانی باید محاسبه شود؟ در سال ۷۶ در رای وحدت رویه ۶۱۹:  در اعضایی که دیه دارند ارش مازاد وجاهت ندارد. در قانون جدید ماده ۵۰۸ اگر عضو آسیب  ببیند و به عضو دیگری آسیب برساند مشمول ارش و دیه است یعنی عضو آسیب دیده دوم مشمول ارش یا دیه است. فتوای شرعی آیت الله خامنه‌ای مخالف این موضوع است. رای اصلاحی دیوان عالی کشور رای شماره ۶ سال ۷۵ خسارت مازاد بر دیه را قبول نموده است.
چند اصل وجود دارد:  تسبیب  پزشک میتواند مسبب ایجاد عارضه دوم باشد. قاعده احسان: بر محسن خسارتی نیست.و اصل لاضرر.
 در هیچ موردی به جز موارد اورژانسی کسی حق اقدام درمانی ندارد مگر رضایت و برائت بگیرد.  در برائت پزشک مسئول عوارض نیست به شرطی که درمان صحیح بوده باشد. محسن فردی است که نیکوکاری کرده است.
 سه نظر فقهی وجود دارد یکی هزینه مازاد بدهند. یکی هیچ هزینه ای را قائل نشود و یکی اینکه هزینه بیش از دیه مازاد محسوب می گردد
 ماده ۳۵ بیمه اجباری: هزینه مازاد بر عهده بیمه گر یا صندوق تامین است. این قانون در شورای نگهبان تایید شده است. این ماده در خصوص صدمات ترافیکی است ولی از این ماده در موارد دیگر به غیر از حوادث ترافیکی نیز قابل استفاده است. در مجموع خسارات قابل مطالبه میباشند.
 آقای سجودی: در زمینه سیاست کیفری نظریه ها گوناگون است. مسئولیت پزشک چگونه است؟ قطعاً اقدام پزشکی از صدمه اولیه جدا است. از نظر کیفری و جنایی موضوع متفاوت است. پزشک باید قبل از اقداماتش برائت بگیرد. در علم و عمل پزشک میبایست تمام انتظامات را رعایت کرده باشد تا قصور انجام نداده باشد. در سیاست کیفری  مبنا بر پرداخت خسارت است.  اقدامات درمانی در قبال جرم نیز قابل طرح است. در یک آسیب اقدامات درمانی ضروری است . این اقدامات میتواند منجر به آسیب عضو دیگری شود. این خسارات مسئولیت کیفری ندارد ولی هزینه های درمانی قابل پرداخت است. در حوزه دیه و ارش فقه پویا است. در بحث حوادث رانندگی پیشرفت خوبی ایجاد شده و بحث جبران خسارت و اقدامات درمانی اولیه را پوشش می دهد و به سیاست جنایی نزدیک می‌شود. همه مصادیق قابل پرداخت است. اینجا بحث جنایی مطرح می‌شود که فراتر از بحث کیفری است. یعنی تمام اقدامات درمانی به سبب وقوع جنایت و عوارض بعدی و هزینه های پزشکی قابل درخواست می باشد.
آقای امانی: هزینه ضایعات اولیه قابل پرداخت است ولی هزینه‌های معالجه تحت پوشش کیفری نیست و به دادخواست حقوقی نیاز دارد. پس خسارت معالجه اولیه پزشک تحت عنوان ارش باید اعلام شود و دادخواست نمی خواهد ولی هزینه های درمان و خسارت دادخواست حقوقی میخواهد. هزینه های پزشکی اولیه درمان یا به عبارتی که آسیب پزشکی حین درمان در پرونده کیفری قابل مطالبه است.
 آقای دکتر سلیمانپور: اشاره به پرداخت هزینه های درمان از نظر حقوقی مورد قبول است اما متهم پرونده میتواند معترض باشد و بگوید هزینه درمان و آسیب پزشکی وارده حین درمان به عهده متهم نیست. متهم می تواند بگوید اگر شکستگی کج جوش خورد یا معیوب التیام افتاد خسارت آن را می دهد ولی اگر معیوب شدن ناشی از قصور پزشک باشد به عبارتی هزینه درمان را قبول نمی کند. هم چنین می گوید ممکن است جراحی با قصور پزشک همراه باشد که این خسارت نیز به عهده متهم نیست.
آقای  امانی:  در تعبیه پیچ و پلاک پزشک اگر رضایت گرفته باشد اشکالی ندارد  ولی اگر حیاتی باشد رضایت نمی خواهد و بحث اضطرار مطرح می شود.
 آقای شریفی:    اگر پزشک مبادرت به درمان کند رضایت می گیرد که فعل درمانی است و برائت شامل نتایج است که مسئول نتایج ناخواسته و عوارض نباشد. لیکن در علم و عمل موازین پزشکی را رعایت کرده باشد. اقدام درمانی در قالب جنایت نیست. قانونگذار جنایت را مشمول نتیجه و گاهی رفتار می داند. جنایت وقتی است که مجوز نداشته است. برای رفتار عمدی و غیرعمدی با تعریف قانونگذار رفتار پزشک که رضایت گرفته مشمول جنایت نیست. همه خسارات مصدوم از لحاظ قانونی قابل پرداخت می باشد. رویکرد قانونی خسارت مازاد بر دیه عبارت است از دریافت هزینه‌های بیمارستانی مازاد بر دیه. در ماده ۱۴ آیین دادرسی کیفری شاکی جبران تمام زیان و ضرر جرم را مطالبه کند. نظرات فقهی وقتی قابل استناد است که قانون نباشد. ولی چون ماده ۱۴ وجود دارد همه ضرر و زیان قابل مطالبه است و ضررهای ناشی از جرم قابل طرح است یعنی آسیبی که پزشکی درمانی ایجاد می کند مشمول ضررهای ناشی از جرم است ولی مشمول ارش و دیه نیست. آیا فعل پزشک تسبیب در جنایت است؟ سبب یعنی مستقیماً باعث جنایت نشود پزشک رضایت گرفته است پس از تسبیب خارج است و پزشک مسئولیتی ندارد. از سویی ضرر و زیان اقدام پزشک به عهده جانی است. به عبارت ساده تر مباشر ممکن است یک یا چند نفر باشد. سبب هم می تواند چند نفر باشد. در مواردی که مباشر چند نفر باشد و چند سبب باشد به نسبت مساوی تقسیم می شود. فرض آقایی چاقویی را به فرد عاقل می دهد و یا چاقو را می‌دهد به فرد مجنون. یقینا در اینجا مباشر پزشک است اگر پزشک مباشر باشد سبب کنار گذاشته می‌شود. حدیث "رفع"  رسول حضرت اکرم در 9 مورد جاری می شود. مثلا موارد اضطرار جرم نیست. سبب در اینجا کسی است که عامل تصادف است و پزشک مباشر است.
بر اساس ماده 526 هرگاه چند جنایت باشد عامل اصلی مقصر است. اگر کسی فردی را از پشت بام انداخته و پزشک معالجه کند فرد نمی‌تواند از پزشک به خاطر درمان شکایت کند. اما در آخر همه به نسبت مساوی سهم دارند. مگر اینکه رفتار متفاوت باشد که به نسبت سهم تقسیم می شود. پیچیده ترین بحث اسباب است و ملاک معیارهای غربی متفاوت است. در قالب ماده ۵۲۶ دادخواست فرد قبول می شود ولی اگر رضایت داده باشد دادخواست وی قبول نیست و اگر  رضایت نگرفته است پزشک بایستی بیاید ثابت کند مورد اورژانسی بوده است.
 ماده 158 در مورد اخذ رضایت در موارد ضروری قید شده که به رضایت نیاز نیست.
آقای شریفی:  اقدام درمانی پزشک تسبیب نیست.
آقای امانیاقدام درمانی پزشک تسبیب نیست. اگر پزشک درمان کند مسبب محسوب نمی شود چون عمل پزشک عبث نیست عاملی که جنایت مستند به اوست و ملاک استناد عرف عام یا خاص است. اگر عرف خاص باشد عامل اصلی عامل اولیه است و در عرف عام هم همین طور است.
 آقای شریفی باز اصرار دارند که اقدام درمانی دادخواست می خواهد و حتی ممکن است بیشتر از دو درصد باشد و ماده ۱۴ می‌گوید همه ضرر و زیان باید جبران شود اگر پزشک رضایت گرفته باشد مسبب و مباشر محسوب نمی شود. سبب کیفری نیست و سبب حقوقی است. ارش و دیه به اقدامات پزشکی تعلق نمی گیرد.
آقای سجودی: از باب مدنی همه خسارت قابل پرداخت است. راه درمان از آسیب می گذرد و اگر درمان آسیب بزرگتری را موجب می شود. پس این بخش جزئی از ارش است. درنظریه پزشکی  اگر تفکیک بشود خوب است ولی همگی در قالب ارش اولیه باید پرداخت شود و به عهده جانی است.
 آقای امانی: قوانین ارفاقی فرد را معاف از دادخواست می کند.
 آقای امانی و سجودی: تعیین ارش پیچ و پلاک از قوانین ارفاقی است و در همان دادخواست کیفری مورد قبول است و در کلمه آسیبی است که جانی وارد کرده است.
 آقای شریفی: ضرر شاکی در پرونده کیفری جبران نمی شود.
 آقای سجودی: پزشک مصدوم را به حالت قبل از مصدومیت برگردانده و عملیات درمانی گریز ناپذیر است چون باید به وضع سابق برسد و در اینجا همه قابل انتصاب به متهم است
 آقای شریفی: ضرر و زیان ناشی از دیه بر اساس قاعده لاضرر است.
 آقای امانی: مشمول قاعده لاضرر جایی است که قاعده خاصی نداشته باشید.
در ماده 448  دیه مال مشخصی است که متهم پرداخت می کند و مباشرت و سبب را مشمول می‌شود اقدام پزشک سبب نیست.
 آقای شریفی: رفتار پزشک در قالب سبب نیست.
 در مورد هزینه های پزشکی دادخواست حقوقی است ولی آیا در این دادخواست مثلا تزریق که نافذه باشد قابل درخواست است.
 آقای امانی: هزینه‌های درمانی  مازاد بر دیه است یا اصلاً باید پرداخت کرد یا نباید پرداخت کرد.در مورد اقدامات درمانی وقتی مصدوم اقدام به درمان نمی کند فقط ضایعه اولیه دیه یا ارش دارد ولی اگر اقدام به درمان نکند و ضایعه دیگری ایجاد شود به این ضایعه دیه یا ارش  مترتب نیست.
آقای شریفی: اگر شخصی امتناع کند باید اعلام شود در اثر سرایت آسیب بزرگتر ایجاد می شود. مطلق نمی‌شود نظر داد اگر اقدامات درمانی انجام نشود چه صدمه ایجاد می کند.
 در سرایت ماده ۵۴۰ اگر صدمه عمدی نباشد، کشنده نباشد و سرایت کند دیه باید پرداخت شود.
در ماده 539  اگر صدمه منجر به فوت شود دیه فوت پرداخت شود. اگر امتناع از درمان بکند و شرایط وجود نداشته و جانی هم مساعدت نکرد جانی مسئول است. پس اگر عمداً اقدام به درمان نکند از حالتی که نمی‌توانسته درمان کند متفاوت است.
آقای امانی: ایراد ضرب و جرح منتهی به فوت با در نظر داشتن سرایت در قانون جدید آمده و سه قسمت است:
  1.   سرایت طبیعی انجام شود.
  2.  تقصیر خود فرد است در افراط یا تفریط.  اگر خونریزی چشم را درمان نکند و پنج روز بعد برای درمان مراجعه کند، ممکن است باعث نابینایی وی شود.
  3.  نمی دانیم چه می شود مثلاً در مورد سرطان سینه به قطع نمی‌شود گفت که درمان موثر بوده یا نه که در اینصورت نفع زبان دیده تفسیر نمود و مشمول شرایط طبیعی است و متهم محکوم است.
 سرایت به عهده جانی است.
 نحوه التیام شکستگی 
آقای امانی: بر اساس ماده  ۵۴۸  در صدمات اصل عدم تداخل است. ارش بیشتر از دیه عضو نیست و برای هر آسیب ارش جداگانه تعیین می گردد. اگر عارضه ای برای عضوی ایجاد شود نقص عضو ارش جداگانه دارد.
 آقای شریفی: شکستگی درمان بشود و خوب شود که مربوط به حالت دوم است یعنی از نظر قانونگذار همه انواع شکستگی معیوب جوش خورده مشمول قسمت اول است و فقط درمان بدون عیب جدا شده است.
 آقای شریفی: اگر پزشک در اقدامات درمانی قصور کرد و منجر به درمان معیوب شود مسئولیت به عهده کیست؟
 آیا خسارت و قصور پزشک  هم به عهده جانی است؟
 آقای دکتر سلیمانپور: بر فرض فردی میخواهد عمل جراحی کند و بیماری های مختلفی دارد و فردی که بیماری ندارد اگر بخواهد جراحی شود متفاوت است فردی که بیماری دارد منجر به فوت شده است.
آقای امانی: از نظر حقوقی انسان کامل است ولی اگر قایل به بیماری زمینه ای باشیم و برای مثال 20درصد حیات پس از اقدام درمانی متصور باشد ممکن است فرد جزو ۲۰ درصدی است که عارضه نمی گیرد و انسانی که حتی ۹۹ ساله است و از زندگی لذت می برد در احادیث برای قتل انسان واژه قتل نفس به کار برده شده است.
آقای شریفی: اسباب و علل ایستا داریم مانند فردی که بیماری قلبی دارد و زندگی می کند. قلب یک عامل پویا می‌شود.
 آقای امانی: دردرگیری عمد فردی فوت می‌کند. اگر فردی بیماری قلبی داشته باشد و متهم اگر بداند، قتل عمد است و اگر ضارب نمی‌دانست قتل غیر عمد است. علت تامه در فقه خیلی موثر است. فردی عصبانی سرعت غیرمجاز می‌رود و فردی را می کشد و نمی توانیم بگوییم که چون از همسرش عصبانی است پس همسرش  ۳۰ درصد نقش داشته است.
 آقای دکتر سلیمانپور: اگر فردی تصادف کند و فوت کند سرعت غیر مجاز، عدم استاندارد بودن اتومبیل و همه عوامل موثر است. این عوامل زمینه ای همگی موثر در وقوع نتیجه است.
آقای شریفی: فردی در اثر عوامل متفاوت فوت می‌کند و علت تامه عامل  اولیه است.  اگر فردی آسیب کوچکی دیده و ماشین ضعیف بوده فرد مقصر نهایتا مسبب است یعنی درست است که اتومبیل استاندارد نبوده ولی اگر مسبب سرعت و تخلف غیر مجاز داشته و تخلف کرده کلیه خسارات را باید بدهد.
 آقای دکتر ایروانی: عوامل  عرضی قابل اضافه کردن هستند و عوامل  طولی قابل اضافه کردن نیست. 
آقای امانی:  اگر فردی مبادرت به قتل کند قصاص می‌شود. آقای دکتر احمدی موحد مقاله‌ای در خصوص  سببهای موثر نوشته اند.  بیماریهای زمینه موثر نیست اگر فردی ۲۰ درصد امکان فوت داشته ممکن است جزوه درصدی باشد که فوت نمی کند پس نباید درصدی عمل کرد. در عوامل عرضی تقسیم کردن ممکن است ولی عوامل طولی قابل تقسیم نیست.  در قصورها ادله از دسترس خارج است در بعضی از کشورها بعد از وقوع فوت صحنه متوقف می‌شود تا بررسی شود و امکان عوض کردن مدارک نیست.
در انتهای جلسه آقای دکتر سلیمانپور از همه شرکت کنندگان در جلسه هم اندیشی طب و قضا تشکر و قدردانی نمودند.
 



گزارش جلسه سوم هم اندیشی پزشکی، فقهی و حقوقی حول محورهای همایش طب و قضا-اصفهان     12/02/98
  1. جناب آقای امانی-رییس شعبه 23 دادگاه تجدید نظر اصفهان
  2. جناب آقای ربیعی-رییس شعبه 115 کیفری
  3. جناب آقای دکتر شریفی-معاون دادستان عمومی و انقلاب اصفهان
  4. حجت الاسلام ملکیان-پژوهشگی و مدرس حوزه علمیه
  5. دکتر علی سلیمانپور- مدیرکل
  6. دکتر سپیده امشاسهند- رییس مرکز فیض
  7. دکتر امید ایروانی-سرپرست آموزش و پژوهش اداره کل
  8. دکتر حسین مختاری- پزشک واحد معاینات بالینی
  9. دکتر سید احمد حسینی- پزشک واحد معاینات بالینی
  10. دکتر سید حسن رضوی- پزشک واحد معاینات بالینی
ابتدا جناب آقای دکتر سلیمانپور، مدیرکل محترم ضمن تبریک روز معلم و گرامیداشت شهادت دکتر مطهری سخن را شروع فرمودند. سپس موضوع جلسسه زندگی نباتی مطرح گردید که چون رشته های قضایی متفاوت از پزشکی است، قضات همیشه از پزشکی قانونی به عنوان معتمد امین، کارشناسی مسایل پزشکی را به پزشکی قانونی ارجاع می فرمایند. لیکن موضوعات جدید به دلیل پیشرفت در پزشکی، فقه و حقوق، پرونده هایی طرح می شود که به دانش قبلی نمی توان تکیه نمود و باید هم اندیشی برای این موضوعات جدید انجام شود. موضوعات متعددی در همایش های پزشکی قانونی که هر دو سال یک بار برگزار می شود مطرح گردیده است. مطرح شد که امسال هفتمین همایش طب و قضا با حضور همکاران قضایی و فقها و پزشکان برگزار خواهد شد و سپس محورهای همایش را مطرح فرمودند:
در سطح کشور استان های بزرگ سرنوشت این همایش را رقم می زنند که هم قضات و فقها از دانش و علاقه مندی لازم برخوردار باشند و هم پزشکان اندوخته علمی لازم را داشته باشند.  ایشان اظهار امیدواری کردند که این همایش ها منجر به احقاق حقوق مردم و بیماران و مصدومین بشود. جلسه امروز در باب زندگی نباتی و منافع از بین رفته بررسی می گردد. 
سپس آقای دکتر سلیمانپور فرمودند که سلسله اعصاب مغز توسط قشر مغز و ساقه مغز رهبری می شود. عملکرد عالیه که از نباتات فاصله می گیرد قشر مغز است که همین بخش حساس ترین بخش به کمبود اکسیژن و خون است. وقتی مصدومی در حالتی قرار گیرد که قلب فعالیت نکند (در بالغین 3 تا 5 دقیقه و در کودکان 15 تا 20 دقیقه اگر خون رسانی انجام نشود به سلول های مغزی آسیب می رسد. سلولهای عصبی اگر جسم سلول عصب از بین برود تکثیر و بازسازی ندارد. و اگر خون نرسد و سلول های مغزی (قشر مغز) آسیب ببیند، قدامی علیه مغز از بین می رود . این بیماران را بعد از یک سال بررسی کنیم زندگی نباتی اطلاق می شود و حواس پنج گانه و سایر حواس از بین می رود. از قبیل کنترل ادرار و مدفوع که عملکرد عالی در مغز کنترل می شود. کنترل مدفوع و توانایی جنسی از عملکردهایی است که در قشر مغز طراحی می شود. هرچند به طور غیر ارادی ممکن است کنترل شود ولی برای عملکرد مناسب برای زندگی انسانی نیاز به عملکرد عالی مغز دارد.
در گذشته مواردی که قابل مشاهده بود از قبیل اختلال بلع، کنترل ادرار و مدفوع، فلج اندام ها، و توانایی جنسی در نظر گرفته می شد. اما منافع دیگری که متصور است مانند بینایی (در قسمت پس سری)، بویایی، تکلم، شنوایی و سایر منافع عالی امکان اظهار نظر مقدور نیست. اخیرا صورت جلسه ای با حضور متخصصان مغز و اعصاب و جراحان مغز در سازمان پزشکی قانونی بررسی و به استان ها اعلام گردیده است. در این جلسه آقای دکتر فرمودند: 1- ضایعه اولیه مغز اعلام می شودو سپس منافع از دست رفته شامل عقل، کنترل ادرار، مدفوع، گویایی، شنوایی، فلج اندام، بلع، و ... اعلام گردد. آقای دکتر سلیمانپور پیشنهاد خود را بیان فرمودند:
آسیب مغزی اعلام گردد و اعلام شود که عملکرد مغز از بین رفته و در این شرایط قادر به استفاده از منافع عالیه مغزی نیست. تغییر در وضعیت هوشیاری و کاهش هوشیاری که معادل زوال عقل است و آسیب و فلج اندام ها به طور خاص یا نسبی و ... اعلام می گردد. 
آقای دکتر حسینی فرمودند در مورد مرگ مغزی و کما توضیح داده شود. زندگی نباتی یک سری تشخیص افتراقی دارد. اگر قشر مغز و ساقه مغز از بین برود تنفس خودبخودی ندارد ولی ضربان قلبی دارد. پس با استفاده از دستگاه تنفس ممکن است بتوان تا چندین روز فرد را زنده نگاه داشت که مرگ مغزی اگر تشخیص قطعی شد معادل مرگ است.
در زندگی نباتی ممکن است قشر مغز کامل از بین نرود که مثلا لاک سیندرم یا سمی وجیتیتیو. در این موارد حتی ممکن است، آسیب جزیی باشد و در نهایت فرد با عارضه جزیی هوشیاری خود را به دست بیاورد. تارهای عصبی قابل التیام هستند ولی جسم سلول از بین برود قابل بازسازی نیست. باید به مدت یک سال پس از وقوع عارضه اعلام نظر شود. سپس جناب اقای امانی فرمودند که زندگی نباتی و مرگ مغزی مانند چراغی است که سوخته باشد یا اینکه لامپ سالم باشد و برق به آن نرسیده باشد.
آقای دکتر سلیمانپور: در بعضی موارد کاهش سطح هوشیاری به دلیل آسیب سلول مغزی نیست و عملکرد از بین رفته مثل کاهش قند که وقتی قند به بیمار داده شود عملکرد اصلاح می گردد و فرد به حالت طبیعی بر می گردد. اورمی و اختلال متابولیک یا الکترولیت متال های دیگری از اختلال عملکرد است. 
در کاهش موقت هوشیاری و زوال موقت منافع است. سپس توضیح مختصری در مورد GCS دادند که بو در کمی کاهش سطح هوشیاری وجود دارد. ولی در زندگی نباتی خواب و بیدار هم دارد. ولی عملکرد و ارتباط فرد از بین رفته است. در کاهش سطح هوشیاری و بازگشت آن زوال موقت منافع مطرح است که در سازمان پزشکی قانونی بخشنامه در این خصوص تهیه و اعلام گردیده است. 
آقای دکتر حسینی فرمودند که زندگی نباتی به کما تبدیل نمی شود و یک وضعیت پایدار است. در مرگ مغزی فرد در کمای شدید و عمیق است. در مواردی مثل اختلال روانپزشکی نیز ممکن است فرد حالت مشابه را داشته باشد ولی یک اختلال روانپزشکی است. 
اگر فردی تشخیص مرگ مغزی باشد دیگر برگشت پذیر نیست. ولی در زندگی نباتی پایدار اگر تشخیص ها صحیح باشد و فرد اختلالات و عوارض گفته شده را داشته باشد رویکرد گزارش برای مقام قضایی چگونه باشد. روش های تشخیصی در خصوص مرگ مغزی را توضیح داده اند. آقای دکتر حسینی: ممکن است یک سری از حرکات رفلکس داشته باشد. پس تشخیص و مدت زمانی که بگذرد امری پزشکی است ولی چگونه گزارش کنیم.
جناب آقای امانی فرمودند که در سال 90 هم همین موضوع در همایش مطرح بود. مفروض این است که فرد در زندگی نباتی است. 
جنایت نسبت به اعضاء بیمار نباتی آیا می شود درمان را قطع کرد یا اندام وی را قطع کرد و امثالهم و در کشورهای مختلف متفاوت است. ولی مهم میزان دیات است. قسمت ارادی از بین رفته است.
فتاوی مختلف متفاوت است. مرحوم فاضل 7 دیه قائل شده اند. بعضی گفته اند که فقط منجر به فوت می شود و فقط یک دیه تعیین شود و هزینه نگهداری در قالب ارش اعلام گردد.
در ماده 297 این صدمات منجر به فوت اعلام شده که صدمات منجر به فوت دیه جداگانه ندارد. 
در ماده 538: در تعدد جنایات، اصل بر تعدد دیات است. 
ماده 541: هرگاه در اثر یک ضربه یا هر رفتار دیگر آسیب های متعدد به وجود آید، هر آسیب دیه جداگانه دارد. 
ماده 544: اگر منافع متعدد زایل شود هریک دیه جداگانه دارد.
در فردی که ضربه خورده است برای ما مطرح است که عمدی بوده یا غیرعمدی بوده است. موضوع قابل بررسی است. 
ماده 546: هرگاه شکستن سر منجر به زوال عقل شود، شکستگی دیه جداگانه ندارد.
ماده 680: فتاوی صادره در خصوص این ماده متفاوت است.
عقل دیه کامل دارد و آقای فاضل 6 دیه دیگر علاوه بر عقل قایل بوده اند.
آقای مکارم: نیز به چند دیه قایل هستند. 
اقای موسوی اردبیلی فقط یک دیه قایل شده اند. ولی اگر فردی وارد زندگی نباتی شد و اغمای خاص شد و با همین حالت مرد، یک دیه و مازاد در قالب ارش باشد. ارش معادل 3 تا 4 دیه در صورت ادامه طولانی وضعیت. پس اگر یک دیه و عوارض در قالب ارش باشد مورد نظر جناب کافی می باشد. چون قسمت اول ماده هم همین را گقته است. اگر منجر به مرگ شد یک دیه دارد. 
اما هرچند گفته می شود که پس از چند سال می میرد، منصفانه نیست که یک دیه بگیرد. ولی اگر یک دیه نفس تعیین شود و سایر ضایعات ارش تعیین شود منصفانه است. پس تعیین چند دیه صحیح نیست و نظر ایشان یک دیه + ارش است که این ارش هزینه ها و مدت نگهداری در نظر گرفته شود. 
آقای دکتر ایروانی: در ماده 680 مدت تعیین نشده است. آیا می شود که خسارت مازاد به دیه محاسبه گردد؟ 
یک دیه در نظر گرفته شود و هزینه ها محاسبه و اعلام گردد. 
آقای دکتر سلیمانپور فرمودند که ارش برای ضایعاتی است که دیه ندارد و شاید اینگونه قابل استفاده نباشد. پس بهتر است اگر فوت منتسب به عارضه اولیه باشد یک دیه و ارزیابی هزینه می شود که این خسارت بررسی و اعلام گردد اما آیا این رویه با حقوق و فقه مطابقت دارد؟ و بیمه ها زیر بار این هزینه می روند؟
آقای امانی فرمودند یک حدیث هم هست که گفته یک سال مدنظر باشد . در قانون زمان مشخص نشده است و آقای مکارم در مورد مغز گفته اند مغز  یک دیه و اگر تکلم هم از بین رود  یا امثالهم دیه دارد. 
ولی در نهایت تعیین یک دیه بی عدالتی محض است و هزینه های پزشکی بسیاری دارد و خانواده هم تحت تاثیر قرار می گیرد مثلا حتی یک مسافرت هم نمی توانند بروند. ایشان معتقد بودند که قانون گذار باید تکلیف را مشخص کند ولی تا مشخص شدن توسط قانون گزار یک دیه و ارش داده شود. ایشان فرمودند آراء بسیار مختلفی صادر می شود و این مطابق قانون اساسی است که اگر قانون ساکت باشد باید با توجه به فتاوی علما رای صادر شود. پس آراء مختلف صادر شده در حال حاضر بر اساس فتاوی مختلف است و نمی توان گفت اشتباه است. چون فتاوی مختلف است. و در تجدید نظر قابل رد کردن نیست. 
مثال زدند که دیه اقلیت ها هم متفاوت بود و با فتوای حکومتی مقام معظم رهبری یک رویه واحد شد. پس در این مورد هم قانون باید اصلاح شود. ایشان معتقدند که با همایش مشکل به طور خاصی قابل حل نیست. هرچند همایش در زمینه طرح مسئله و آماده شدن اذهان بسیار موثر است. ولی تا آن زمان یک دیه و خسارات مشخص و اعلام گردد. هزینه ها اعلام گردد و این یک پیشنهاد است. ارش متناسب با مدت زمان زنده بودن محاسبه گردد. 
آقای دکتر ایروانی:
ماده 680 دو وجهی است ولی با فرض تعدد دیات مثلا در خواب اگر توانایی کنترل ادرار نداشته باشد این منفعت است و سایر حواس منفعت نیست. مشکل کسی که در زندگی نباتی است مشکل ادرار و مدفوع است.
 اما جناب آقای امانی فرمودند تا وقتی فرد زنده است نمی شود یک یا دو منفعت را داد باید همه موارد را در نظر گرفت. پس مقایسه این مورد با حالت خواب صحیح نیست. 
دکتر رضوی: اگر فرد فوت کند دیه می گیرد و صدمات غیرمسری ارش و دیه دارند. پس تا وقتی فوت نشده است خسارات و زوال موقت منافع در نظر گرفته و محاسبه در پایان هر سال اعلام می گردد و در نهایت دیه فوت (در صورت فوت وی) تعلق بگیرد. 
آقای منافی فرمودند بین منافع نمی شود تفاوت قایل شد و این مدت طولانی نمی شود مثلا چند سال منتظر بود و بیمه ها و ضارب هم در مشکلات جدی می افتند. 
دکتر رضوی زوال موقت منافع در یک سال محاسبه و اعلام گردد که این موارد ارش محاسبه گردد بر اساس جداول از بین رفتن زوال موقت منافع محاسبه شود و در پایان یک دیه نفس
آقای دکتر سلیمانپور: احراز موارد زوال موقت منافع دشوار و غیرممکن نیست.
آقای امانی فتوای مقام معظم رهبری، فردی 20 سال در اغماست و ادامه درمان واجب است که فرمودند اگر امید به برگشت نباشد درمان واجب نیست.
دکتر حسینی اگر ثابت شود به طریقی که بینایی سالم است ولی قابل استفاده نیست آیا می شود دیه آن را در نظر نگرفت؟
آقای امانی فرمودند که قلب می زند و سایر احشاء کار می کند که در زندگی نباتی این موارد سالم است ولی قابل اثبات نیست. 
آقای دکتر سلیمانپور: موارد استثناء را کنار بگذاریم و در مورد اصل موضوع دو رویکرد دارد.
  1. مراقبت انجام بشود و خسارات مشخص شود. (سالیانه و با در ابتدا) محاسبه شود و در پایان فوت نیز محاسبه گردد که آقای امانی فرمودند این در حال حاضر ممکن نیست. اگر همان پرونده مفتوح بماند شدنی است ولی با رویه قضایی فعلی این ممکن نیست. اگر قانون اصلاح شود یا فتوای حکومتی گرفته شود. و دیه فوت در ابتدا قابل پرداخت نیست. و باید به طور مکرر اعلام شکایت شود یعنی بر اساس میزان مدت زنده بودن فرد در پایان هر سال شکایت تنظیم شود.
آقای دکتر شریفی هر کدام از این صحبت ها از یک وجهی قابل دفاع است. 
آقای امانی مواردی که در تجدید نظر بررسی شود. اعتراض متهم است که قابل تشدید نیست. 
آقای دکتر شریفی یک مرجع نباید آراء مختلف صادر نماید و در یک شعبه باید همیشه یک رویه داشته باشد. 
قانون مجازات بر اساس دیدگاه علمایی است که به نظر مشهور معتقد نبودند پس پزشکی قانونی باید جواب دهد که فرد در زندگی نباتی است و اغماء هم وظیفه پزشک است. آیا منافع هفت گانه از بین رفته است یا نه؟ پس پزشکی قانونی باید صراحتا تعداد منافع از دست رفته را بیان کند تا اختلاف نظر به وجود نیاید. ماده 542 : هر گاه در اثر رفتار متعدد ، خسارات متعدد به وجود بیاید دیه جداگانه دارد و در ماده دیگر تعدد دیات پذیرفته شود و در ماده دیگر که عقل زائل شود و منافع دیگر دیه های جداگانه مورد تایید است. 543 هم تداخل را بررسی کرده است و چهار شرط دارد. پس اگر فاصله ی بین فوت طولانی باشد باید منافع از دست رفته بررسی گردد. پس آیا عرفا منظور قانون گزار این است که فاصله کم است.
حاج آقا ملکیان، پژوهش حوزه: 
علم پزشکی، حقوق و فقه در این مورد نظر دارند. باید گروه های مختلف نظر نهایی خودشان را بدهند. (گروه پزشکان، گروه فقها) و نهایتا حقوق تکلیف را مشخص کنند. و اگر رای نهایی متوجه مشکل شود مجددا به گروه ها برگشت داده شود. فقها با هم در تعریف مرگ اختلاف نظر دارند. باید حیات را تعریف کرد. زندگی نباتی سه طبقه پایین تر از حیات است. حیات جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی. زندگی نباتی مانند یک گل است. اگر خنده هم داشته باشد غیر ارادی است. پس در این حالت اصلا منفعتی ندارد که محاسبه شود. وقتی از زندگی نباتی خارج شد زندگی انسانی دارد، پس فرد اصلا زندگی انسانی ندارد که دیه و ارش تعلق بگیرد. نتیجه در زندگی نباتی برای یک بار سیر بحث رعایت بشود. ابتدا مرگ و حیات بررسی شود و سپس ادامه مبحث بررسی شود. 
در زندگی نباتی آیا روح دارد؟ این فرد دیگر انسان فرض نمی شود. 
آقای دکتر سلیمانپور مبحث تعیین خسارت برای انسان است که در زندگی انسانی بوده که صدمه باعث شد که از زندگی انسانی به زندگی نباتی رفته چه خساراتی تعلق می گیرد؟
پیشنهاد حاج آقا: سیر علمی بحث مشخص نشده و باید سیر علمی همانطور که توضیح دادند بررسی شود. این موضوع بین رشته ای است و گروه های مختلف نظر واحد خودشان را بدهند و یک دیه نهایتا به این فرد تعلق بگیرد. اگر زنده بود یک هزینه دارد و در این شرایط یک هزینه دیگری دارد. پس ورود به هزینه ها صحیح است. فقط یک دیه دارد اگر به سلامتی برگردد. مورد بررسی قرار گیرد و عوارض بررسی خسارت تعیین گردد. چون از حیات انسانی به حیات نباتی تنزل کرده است. 
آقای امانی: صدماتی که دیه دارد 297 که منجر به فوت نشود. اغماء و بی هوشی در ماده 680.
بی هوشی: هر حالتی که هوشیاری از بین برود.
اغماء خاص:
اغماء عام:
 
پس اگر کسی در اثر ضرباتی بی هوش شده و به هوش آمده و داروی بی هوشی گرفته و به زندگی نباتی رفته مقصر کس دیگری است.
در ماده 680 دو حالت در نظر گرفته شده است.
  1. به هوش بیاید: صدماتی که وارد شده دیه دارد. به عوارض دیه یا ارش تعلق می گیرد.
  2. به هوش نیاید: صدمات غیرمرتبط با مرگ به وی تعلق می گیرد و سایر صدمات در زندگی نباتی همه باعث مرگ وی شده است. پس یک دیه تعلق می گیرد. پس هزینه ها چگونه حساب می شود؟ در قالب ارش در مدتی که در بیهوشی بوده خسارت تعیین گردد و تعیین خسارت ضرر و زیان ممکن نیست. پس یک دیه تعیین گردد و ارش هزینه ها.
آقای دکتر سلیمانپور هزینه قابل تبدیل به ارش نیست. ارش مربوط به ضایعات است و در خصوص هزینه ها تعیین ارش ممکن نیست. ولی آقای امانی در ادامه فرمودند که این پیشنهاد است. سال به سال باید هزینه ضرر و زیان را طی دادخواست اعلام نمایند. ولی تعیین خسارت بر اساس فاکتورها بسیار دشوار است و پزشکی قانونی باید بر اساس این فاکتورها و هزینه ها یک ارش تعیین نماید. 
آقای دکتر شریفی: وقتی حکم صادر می شود که اگر عقل زایل شد دیه دارد و اگر اولیاء بیایند زوال منافع را درخواست کنند باید در دادگاه محاسبه گردد. اگر این فرد در حادثه دیگری فوت کند، منافع زایل شده باید تعیین گردد.
آقای دکتر سلیمانپور: اگر زندگی نباتی دارد اجازه صدور تعویق حکم دادرسی گرفته شود و اظهار نظر نهایی نشود و خانواده در خصوص تامین خسارات نگهداری شکایت کند.  
آقای دکتر شریفی: اعتقاد راسخ داریم که منافع زایل شده نه اینکه به صورت موقت که ارش زوال موقت منافع بگیرد.
آقای امانی: اگر صدمه بزرگتر ایجاد شود در اثر ضربه همگی در ضربه بزرگتر مستور است.
آقای دکتر سلیمانپور: آیا زندگی نباتی که نهایتا منجر به مرگ می شود یک دیه در نظر گرفته شود؟ چون زندگی نباتی محکوم به فوت است پرونده در زمانی بررسی شود که فر فوت می نماید. 
آقای دکتر شریفی: در حال حاضر تعویق صدور حکم ممکن نیست و اگر خانواده زوال منفعت را درخواست کنند باید به درخواست رسیدگی شود. 
آقای دکتر سلیمانپور: اگر فوت در اثر حادثه دیگری باشد، پس ارش زوال موقت منافع از زمان حادثه تا فوت محاسبه گردد. همین را  بدهیم در زندگی نباتی. 
آقای ربیعی: قول و فعل و رفتار ائمه معصوم ملاک است و دیدگاه دیگر استخراج یک اصل از موارد فوق است و منابع برای مدتی از بین رفت و مجددا با بررسی و استفتاء قوانین مجددا تدوین گردید. در حال حاضر حکم صادر می شود ولی احکام متفاوت است. در روایتی امام باقر فرموده اند اگر با شکافتن سر عقل زایل شود چند دیه تعلق می گیرد؟ فرمودند یک دیه تعلق می گیرد. چون یک ضربه وارد شده و جنایت شدیدتر را در نظر گرفتیم. چون یک ضربه موجب دو جنایت است و دیه جنایت بیشتر را باید بدهد ولی اگر دو ضربه بود دو دیه تعلق می گیرد. در جنایت قتل اگر با یک ضربه و با ضربات متعدد قصاص می شود یا اگر عمل کشنده باشد و اگر انگیزه نباشد و ضربه کشنده نباشد ولی می دانستی برای وی این آسیب کشنده است (مثل پیرمرد) باز هم قصاص است. اگر ضربه های متعدد  است و یکی قتل شد دیه سایر ضایعات علاوه بر قتل باید داده شود. اگر رفتار باعث از بین رفتن منافع شود ولی با یک رفتار باشد یک دیه تعلق می گیرد. 543 را اضافه دانستند چون 541 اعلام شده است. 
546: چنانچه صدمه بزرگتری ایجاد شود اگر عقل زایل شود یک دیه تعلق می گیرد. 
568 بر اساس نظر حضرت امام تدوین شده است. چون سبب مرگ نشده تعدد دیات در نظر گرفته شده است. 
680: از ابداعات قانون مجازات جدید است. شکی نیست که تعدد دیات وجود دارد حتی در مورد فردی که در زندگی نباتی است  تعدد دیات متغیر است. در اینجا چون عدم حرکت پا اگر عقل برگردد پا حرکت می کند. پس یک دیه برای عقل کم است. در اینجا باید برای زندگی نباتی دیه بسیار زیادی تعیین گردد. 
آقای دکتر سلیمانپور: این نظریه خوب است ولی زمان در آن در نظر گرفته نشده است چون ممکن است یک دیه سنگین بکیرد و ماه بعد فوت کند و ممکن است تا مدت ها زنده باشد. پس بهتر است یک دیه در نظر گرفت و برای مدت زمانی که زنده است خسارت تعیین گردد. 
آقای ربیعی: در کشور هلند که پرستار می فرستند هزینه ها تامین می شود. یک دیه کافی است. پس در کشور ما هم دیه باید کافی باشد. خدمات در ازای بیمه و مالیات بیشتر پرداخت شده است و نباید عدم پرداخت  مالیات و بیمه مناسب در قالب رای مقام قضایی در نظر گرفته شود. باید دیه عقل و زندگی نباتی یک دیه نباشد. عقل یک دیه ندارد. عقل قسمت های مختلفی دارد و اعضا را کنترل می کند . پس یک دیه برای آن کافی نیست. 
آقای دکتر سلیمانپور: از نظر علمی و حقوقی باید پیشنهاد قابل اثبات باشد. 
آقای امانی  ماده 680 مدت تعیین نشده است. چون در فقه نیست. اگر کسی در زندگی نباتی باشد و یک هفته بعد فوت کند یا دو سال دیگر فوت نماید در این ماده فرقی ندارد.
فتوا: در مرگ مغزی چند دیه تعلق می گیرد.
اقای فاضل: فعالیت مغز یک دیه دارد و چنانچه منجر به فوت شود دیه عقل و 6 دیه دیگر دارد.
مکارم شیرازی: اگر مرگ مغزی بازگشت نکند یک دیه و هزینه های ضروری را بپردازد.
موسوی اردبیلی: یک دیه کامل دارد و سایر عوارض دیه ندارد. 
در اینجا که منتهی به مرگ شده ولی مدت ندارد. اگر 20 سال دیگر بمیرد یک دیه دارد (دیه نفس). پس در این ماده یک دیه دارد و مبنایی ندارد ولی هزینه های ضروری قابل حکم است. پس تا مدتی که زنده است هزینه ها قابل پرداخت است و در هنگام فوت یک دیه هم برای فوت تعیین گردد. 
پیشنهادات:
  1. مدت زمان برای قانون 680 تعیین شود.
  2. در مواردی که منجر به فوت می شود یک دیه دارد و در مورد هزینه ها حق شاکی محفوظ است بر اساس فاکتورهای ارائه شده.
  3. در مواردی که فرد به دلیل دیگری فوت می کند و به علت دیگر دیه های جداگانه تعلق می گیرد.
آقای دکتر سلیمانپور: بهتر است مورد سوم زوال موقت منافع بر اساس جداول ارسالی پزشکی قانونی تعیین شود. هم چنین فاکتور ارائه شده توسط افراد متفاوت است ولی اگر بر اساس زوال موقت منافع خسارت تعیین گردد یک عدد واحد به دست می آید که این به سایر موارد قانون مجازات اسلامی سازگاری بیشتری دارد. 
آقای دکتر شریفی: اصلاح قانون جالب است که مدت تعیین کرده ولی در وضعیت فعلی تعدد دیات صحیح است که منابع فقهی و فتاوی مشهور را بگیریم و یک نظریه واحد اعلام گردد. 
پیشنهاد: اصلاح قانون در مورد تعدد دیات و زمان
این ماده 680 حتما باید اصلاح گردد.
آقای دکتر سلیمانپور: زمان بستگی به مراقبت دارد. پس نباید در نظریه وارد شود. ولی یک دیه و خسارات زمان بستری عادلانه است و فقط کلمات موجود در این ماده اصلاح یا تعریف گردد. 

اغماء: در عرف بی هوشی طولانی مدت است.        



صورتجلسه جلسه دوم هم اندیشی پزشکان قانونی- اصفهان مورخ: 09/02/98
حاضرین در جلسهدکتر ترانه، دکتر اسلامی نیا، دکتر حسینی، دکتر امشاسهند، دکتر ایروانی (دبیر جلسه)
از آنجا که بسیاری از صدمات و آسیبها به خصوص در ضایعات اسکلتی (مفاصل و استخوانها) علی رغم بهبودی و عدم بر جا گذاشتن نقص عملکردی همراه با درجاتی از انحراف از وضعیت سرشتی خواهند بود، آیا مشمول عبارت"معیوب درمان شده" در قانون مجازات میگردد یا خیر؟ به عبارت دیگر اصطلاح"معیوب درمان شدن" در قانون مجازات اسلامی به چه معناست؟ آیا درمان معیوب فقط در مورد ضایعات استخوانی صادق است یا شامل سایر بافتها، اعضا و جوارح نیز خواهد بود؟  
دکتر اسلامی نیا:
  • این موضوع قبلا مطرح نبوده  در قدیم جا اندازی بسته انجام می شده. الان مثلا پلاک گذاری می شود و لذا این مورد در قانون مجازات گنجانده نشده. برای همین برخی فقها و قضات این را قبول ندارند. یعنی چیزی به عنوان ارش آسیب اقدامات درمانی نداریم.
  •  باید این گونه فکر کنیم که این اقدامات درمانی نیز درمان لابد و لاجرم و جزیی از اقدامات درمانی است . این درمان لابد بایستی جزیی از صدمه اولیه احتساب شود که این نوعی توجیه است  فقها و قضات می گویند که این ها اقدام درمانی است و اقدام درمانی مستند به کادر درمانی است و کادر درمانی چون رضایت و برائت دارد  ضامن نیست.  
  • اگر ضایعه ای درمان نشد، محتملا معیوب می شود. مثلا معیوب جوش می خورد و منجر به نقص یا نقصان  بیشتری می شود که در این صورت شخص جانی خسارت بیشتری را متحمل می شود. این که هزینه درمان را جانی بپردازد به نفع جانی است.
دکتر حسینی:
  • در مورد عکس این موضوع یعنی وقتی که شخص عمدا درمان نشود می تواند منجر به نقص یا نقصان بیشتری شود که البته این موضوع دیگری است.
دکتر اسلامی نیا:
  • اگر هم کسی قایل به جبران هزینه اقذام درمان نباشد، این صدمه ای(آسیب های ناشی از اقدامات درمانی) است که به دنبال ایجاد ضایعه لابد ایجاد شده و این صدمه بایستی جبران شود.
دکتر حسینی:
  •  در واقع صدمه درمانی به دنبال ضایعه اولیه بایستی توسط جانی جبران شود.
دکتر اسلامی نیا:
  • خسارت وارده در اقدام درمانی بایستی جزیی از ضایعه اولیه و یا مشمول ارش باشد. اقدامات درمانی نوعی صدمه به بدن است و خسارت مالی محسوب نمیشود لذا بایستی مشمول دیه و ارش باشد. پس ما باید بگوییم که این صدمه مربوط و به دنبال صدمه اصلی ایجاد شده است.
دکتر ترانه:
  • برای سایر درمان ها حتی تزریق سرم و آمپول که نوعی صدمه به بدن است نیز چون متعاقب صدمه و ضایعه اولیه بایستی انجام شود به نظر می رسد لازم باشد در نظر گرفته شود.
دکتر اسلامی نیا:
  • برای درنظرگرفتن اقدامات درمانی مثل تزریق چیزی در نظر گرفته نشده است.
دکتر ترانه:
  • سوزنی که زده می شود و عضله را سوراخ می کند و این حتی می تواند یک متلاحمه باشد، در حالی که این ضایعات که به دنبال درمان انجام می شود بایستی به نحوی جبران شود.
دکتر اسلامی نیا:
  • یک زمانی که cv line می کند یک برش کوچک می دهند که آسیب می زند. اصلا مسئله اینست که آیا هر نوع آسیب درمانی مشمول ارش یا دیه است یا خیر.
دکتر ترانه:
  • اگر بتوانیم بگوییم که این صدمه درمانی متعاقب ضایعه اولیه ایجاد شده است بایستی بتوان به طور منطقی دلیل بیاوریم.
دکتر اسلامی نیا:
  • نیاز به اجازه قانونی برای تعلق ارش یا دیه به صدمات درمان داریم تا به صورت استاندارد قابلیت اجرا داشته باشد.
دکتر حسینی:
  • هزینه های پزشکی مازاد بر دیه و ارش در فقه بر اساس قاعده تسبیب بررسی شده است. راهی که پیشنهاد می گردد این است که اگر هزینه های پزشکی مازاد بر دیه شد، دیه یا ارش هزینه های پزشکی پرداخت شود.
   دکتر اسلامی نیا:
  • تعداد کمی از قضات هزینه های مازاد بر دیه را در نظر می گیرند.
  • بحث دیگر اینکه درمان شود یا نشود و اگر عمدا فرد اقدام به درمان نکند نمی تواند او را مجبور به عمل جراحی کرد. چون ممکن است در صورت اجبار عارضه یا فوت حاصل شود. این فرد حاضر می شود که دچار نقصان شده و هزینه بیشتری را دریافت کند.
 دکتر حسینی:
  • عدم مبادرت به اقدام درمانی یک بحث فقهی  حقوقی است نه پزشکی. ما در پزشکی قانونی بنا به دستور مقام قضایی تعیین خسارت، دیه یا ارش می کنیم.
دکتر ترانه:
  • در صورت عدم مبادرت به اقدام درمانی پس از مدت مشخصی (عرفی از نظر پزشکی) تعیین ارش و دیه می شود و پرونده بسته می شود.
دکتر حسینی:
  • سوالاتی مطرح است برای بنده مثلا اگر کسی عارضه عفونت پوستی متعاقب جنایت اولیه را دبریدمان کرد چه چیزی برای فرد  باید در نظر بگیریم.
دکتر ترانه:
  • تا کجا بایستی صدمات ناشی از اقدامات درمانی را به ضایعات اولیه سرایت بدهیم؟ این سوال حل نشده است.
دکتر اسلامی نیا:
  • از نظر عرف عوام چه چیزی به بدن آسیب می زند؟ مثلا آمپول زدن به کسی را عرفا صدمه تلقی نمیکنند ولی بریدن پوست یا خراش سطحی پوست صدمه محسوب می شود.
دکتر اسلامی نیا:
  • قبلا در قانون مجازات معیوب و بدون عیب قید شده بود . الان 3 وضعیتی است: درمان نشده، بدون عیب و معیوب.
  • جوش نخورده  -- درمان نشده (دیه دارد)       جوش خورده کامل --- درمان شده  (دیه دارد)
  • بد جوش خورده --- معیوب التیام یافته در نظر می گیریم (ارش+دیه)
دکتر حسینی:
  • بعضی فقها می گویند که تا شکستگی ایجاد شد 10 %  در نظر میگیریم نه 8 %  و اگر معیوب شد مشمول ارش نیز می شود.
دکتر اسلامی نیا:
  • تکلیف بدون علت مشخص است. وقتی معیوب شد یا فقط خود ضایعه معیوب است که مشمول دیه مشخص است یا  علاوه بر معیوب بودن نقص عضوی هم دارد. بعضی قضات نظرشان است که وقتی نوشتم معیوب یعنی حتما نقص عضو هم دارد که اینگونه نیست.
  • در مورد جوش نخوردن استخوان حتما نقص عضوی هم داریم که اینجا نقص قانون است. چون قانون فقط دیه تعیین کرده ولی ما نقص عضوی هم تعیین می کنیم.  (ارش)
دکتر ترانه:
 در وضعیت فعلی اگر جوش نخورده باشد بایستی 10 % محاسبه شود. اگر معیوب بنویسیم ارش نقص عضوی هم تعلق میابد.
دکتر اسلامی نیا:
  • جوش نخوردن را نقص عضوی هم می دهیم اما بعضی از قضات هم نظرشان این است که اگر  معیوب التیام یافته اعلام شود ارش نقص عضوی تعلق نمیگیرد.
  • پزشکی قانونی به استناد یکی از مواد قانونی مجازات که می گوید در مواردی که ضایعه ای دیه مشخص ندارد، تعیین ارش شود اقدام مینماید.
  • مشکل دیگری مطرح است و آن اینکه: در قانون بین دختر 18 ساله و پیرمرد 90 ساله فرقی نیست یعنی تفاوت بین ضایعات قایل نشده است. چون از نظر قانون اگر اثر باقی بماند ارش یا دیه بدون در نظر گرفتن جنس یا سن برای هر دو مساوی است.
  • در پزشکی برای اصطلاحات بدون عیب، معیوب، و درمان نشده ما تعریف داریم  ولی شاید از نظر فقهی تعریف مشخصی نداشته باشد. /ل
 
دکتر  پریساترانه                                      دکتر احسان اسلامی نیا                                   دکتر سید احمد حسینی                                           
 
دکتر سپیده امشاسهند                                                                       دکتر امید ایروانی



صورتجلسه جلسه هم اندیشی پزشکان قانونی در تاریخ 04/02/98 با حضور اعضای زیر تشکیل گردید:
  1. دکتر سپیده امشاسهند          2- دکتر احسان اسلامی نیا      3- دکتر فردین مردانی
4- دکتر پریسا ترانه                 5- دکتر امید ایروانی (دبیر جلسه)
 
سوال مورد بحث در جلسه به شرح زیر است:
  • زندگی نباتی به چه معناست؟ آیا تعلق یک دیه یا تعدد دیات برای زوال منافع در زندگی نباتی دارای اساس و پایه حقوقی، فقهی و علمی است؟ در صورت تعلق تعدد دیات چه دیاتی برای چه منافعی مدنظر است؟ اظهار نظر در خصوص منافعی که روش عینی برای ارزیابی و زوال احتمالی آن در دسترس نیست چگونه است؟
دکتر اسلامی نیا موارد زیر را مطرح نمودند:
ماده قابل استناد فعلی موجود برای تعیین ارش یا دیه در زندگی نباتی ماده 680  قانون مجازات اسلامی است که اغما یا بیهوشی را ذکر نموده است. ضمن آنکه زمانی برای فاصله بین فوت تا اغما تعیین نشده است.
  • در وضعیت فعلی بعضی از مسئولین قائل هستند که در زندگی نباتی علاوه بر دیه زوال عقل، دیه از بین رفتن منافعی نظیر میل جنسی، ادرار، مدفوع، فلج دست و پا به همراه دیه یا ارش سایر صدمات محاسبه گردد.
  • ایشان معتقدند در فقه یا قانون مستندات کافی برای چگونگی برخورد با زندگی نباتی به لحاظ محاسبه ارش یا دیه وجود ندارد. چون در گذشته دستگاه های پیشرفته و نیمه پیشرفته و حتی اکسیژن وجود نداشته و لذا در گذشته عمده افرادی که دچار زندگی نباتی می شده اند پس از گذشت مدتی فوت می نموده اند.
  • عمده قضات به غیر از مبحث هزینه های درمانی که ممکن است نپذیرند ولی در مورد تعداد دیات تعیین شده تابع کارشناس پزشکی قانونی هستند.
  • بعضی از منافع نظیر توان بینایی، بویایی، ...در حالت زندگی نباتی منفعت محسوب نمی گردد.
  • در افرادی که دچار وضعیت نباتی هستند عملا اجزای ساختاری بدن سالم است ولیکن قوه عالیه (کورتکس مغز) دچار مشکل است. مثلا در این فرد چشم و اعضای بینایی سالم هستند ولی فرد درک بینایی را ندارد.
  • در واقع فردی که دچار زندگی نباتی هست به جهت از دست رفتن قدرت عاقله کورتکس مغز جهت کنترل ارادی با انسان طبیعی متفاوت است.
  • پیشنهاد می شود که برای افراد در زندگی نباتی یک دیه به علاوه هزینه ماهانه نگهداری تعیین گردد.
  • در فرد با زندگی نباتی فلج دست و پا و بی اختیاری ادرار و مدفوع مشهود است و افرادی که مراقبت را به عهده دارند بیشتر درگیر این وضعیت هستند.
  • در زندگی نباتی دست و پا هم ممکن است به صورت غیر ارادی حرکت کند لذا فلج دست و پا هم زیر سوال است.
 
در ادامه دکتر مختاری موارد زیر را مطرح نمودند:
  •  در کتاب رفرانس آگا گاید برای زندگی نباتی 100 درصد از کارافتادگی تعیین شده است.
  • در حال حاضر بعضی قضات قایل به تعلق دیه برای فلج دست و پا ، بی اختیاری ادرار و مدفوع، اختلال بلع می باشند.
  • اینکه زندگی نباتی چقدر طول بکشد تا برای پزشک تشخیص احراز شود مهم است.
دکتر ترانه موارد زیر را مطرح کردند:
  • برای چشایی، بویایی، و بینایی و ... در زندگی نباتی روش عینی جهت ارزیابی نداریم. ضمنا ارزیابی عینی این منافع مستلزم همکاری بیمار است. این افراد ممکن است به درجاتی دارای درک باشند ولی فاقد توانایی عکس العمل نشان دادن می باشند.
  • در افرادی که به طور موقت دچار زندگی نباتی هستند بایستی ارش زوال موقت منافع در نظر گرفته شود.
  • در ماده 680 قید شده که اگر فرد بیهوش بمیرد یک دیه و اگر به هوش بیاید بایستی ارش زوال منافع موقت بگیرد.
مجددا دکتر اسلامی نیا موارد زیر را قید نمودند:
  • وضعیت نباتی یک حالت اغمایی است که عمدتا به فوت منجر می شود.
  • در ** معمولا بعد از 2-3 سال می توانیم بگوییم که برگشت فرد به وضعیت نرمال غیر ممکن است.
  • در حال حاضر محدودیت بیمه ای بابت پرداخت بیمه برای زندگی نباتی وجود ندارد و بدین لحاظ شرکت های بیمه ای با خسارت های زیاد و جبران ناپذیر که عمدتا از سرمایه ملی است مواجه می شوند.
  • در مجموع بهتر است در وضعیت نباتی حداقل یک سال صبر کرد و بعد اعلام نظر نمود.
دکتر مردانی موارد زیر را مطرح کردند:
  • در ماده 680 قانون مجازات قید نشده که اگر فردی در زندگی نباتی باقی ماند دیه یا ارش چگونه محاسبه می گردد.
  • در ماده 680 زمان متصور  نشده که چقدر بی هوش باشد و بعد بمیرد مشمول دیه یا ارش خواهد بود.
  • پیشنهاد می شود که برای منصفانه بودن تعیین خسارت یک دیه برای فرد زندگی نباتی به علاوه هزینه های درمانی ماهانه به همراه حقوق کاری فرد در وضعیتی که فاقد زندگی نباتی بود تعیین گردد. /ل  

دفعات مشاهده: 973 بار   |   دفعات چاپ: 106 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

برگزار کنندگان

تاریخ های مهم

  • مهلت ارسال مقاله : اول شهریور ماه 98
  • تاریخ برگزاری : 19 - 17 مهر ماه 1398

پوستر کنگره

اشتراک در خبرنامه

لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.

آمار سایت

  • كل کاربران ثبت شده: 202 کاربر
  • کاربران حاضر در وبگاه: 0 کاربر
  • ميهمانان در حال بازديد: 7 کاربر
  • تمام بازديد‌ها: 89861 بازدید
  • بازديد 24 ساعت قبل: 1022 بازدید

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به همایش طب و قضا می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Congress of Medicine and Justice

Designed & Developed by : Yektaweb