دبیر علمی صورتجلسات کمیته های علمی خراسان رضوی

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۵ | 
«بسمه تعالی»
هفتمین همایش سراسری طب و قضا
موضوع :
زمان :22/2/98 مکان : سالن کنفرانس اداره کل پزشکی قانونی خراسان رضوی
حاضرین: دکتر آریا حجازی: مدیرکل -  حسین میری :مستشار دادگاه تجدیدنظر کاظم میرزایی: بازپرس ویژه قتل دکتر عباس شیخ الاسلامی : حقوقدان دکتر حمید عطاران: متخصص جراحی‌عمومی و ‌معاون پزشکی وآزمایشگاه دکتر علی نقش : متخصص  پزشکی قانونی و رئیس پزشکی قانونی مشهد -دکتر حسین ضیایی: رئیس اداره آموزش و پژوهش اکرم فتوت: کارشناس پژوهش
بحث در خصوص محور اول با عنوان زندگی نباتی درباره موضوع اول با عنوان تعدد دیات با توضیح آقای دکتر حجازی در خصوص اختلاف نظر بین قضات در تعیین دیه اینگونه مطرح شد که برخی قضات قائل به یک دیه هستند و برخی برخلاف آن قائل به چند دیه می باشند.
سپس به منظور اشراف پیدا کرن حاضرین جلسه جناب آقای دکتر نقش متخصص پزشکی قانونی در خصوص زندگی نباتی و شرایط ایجاد آن برای فرد توضیحاتی ارائه کردند. که در این توضیحات تفاوت زندگی نباتی با مرگ مغزی برای حضار کاملا شرح داده  و گفته شد که چالش اصلی در زندگی نباتی تعداد منافع از دست رفته است.
همچنین اشاره شد که امکان برگشت در زندگی نباتی از موارد بسیار نادری است که در این امر نظریه ای وجود دارد که احتمال خطا در تشخیص اولیه وجود داشته است.
بعد ازاین توضیحات آقای دکتر شیخ الاسلامی (حقوقدان) باطرح این سئوال که کدام تفسیر از قانون عادلانه تر است؟ بیان داشتند که وقتی فعل فرد باعث مرگ یک نفر می شود باید دیه آن فرد را پرداخت کند ولی اگر کمتر از آن عملی انجام دهد که فردی دچار زندگی نباتی شود به پیامد سنگین تر از آن دچار شده و باید چند دیه پرداخت کند. بنابرین تا اصلاح قانون عدالت اقتضا می کند به جای اینکه مثلا وقتی گوش از کار افتاد یک دیه، چشم از کارافتاد یک دیه و غیره، عادلانه تر است همه این موارد را تحت عنوان یک دیه در نظر بگیریم.در واقع همان تفسیر را بپذیریم که حیات نباتی برمی گردد به زوال عقل که در عقل یک اثری اتفاق افتاده و باعث شده آثار متعددی پیش بیاید واین را یک دیه بیشتر نگیریم. در علم حقوق هم گاهی از این قاعده استفاده می کنیم تحت عنوان "  تعدد معنوی" با این توضیح که اگر فردی یک عمل انجام بدهد و عناوین متعدد قانونی بر آن بار بشود، عدالت اقتضا نمی کند مثلا 5 عنوان برای آن در نظر بگیریم بقیه فقط یک عنوان اشد را در نظر می گیریم و عناوین خفیف را در آن ادغام می کنیم. یعنی عدالت و تعددی که دنیا به آن رسیده قاعده جمع مجازات هاست و دیه مهم تر از مجازات نیست، اهمیتش جبران خسارت است .وقتی در امر مجازات قاعده جمع را نمی پذیریم طبق ماده 134 قانون مجازات اسلامی که گفته ده تا جرم هم انجام داد یک مجازات بیشتر در نظر نگیرید عادلانه نیست که همه را باهم جمع کنیم در تعدد معنوی هم همینطور باید بین تعدد دیات و یک دیه، یک دیه را انتخاب کنیم .
بعد از این توضیحات آقای دکترنقش خاطر نشان کردند که باید در نظر گرفته شود فردی که در اثر عملی می میرد خانواده برای مدت طولانی درگیر نمی شود ولی در فردی که دچار زندگی نباتی می شود هزینه های سنگینی  به  خانواده تحمیل می شود.
در جواب دکتر شیخ الاسلامی به فتوای فقها اشاره کردند که ما اصلا حیات نباتی نداریم .اگر محرز شود که فردی به زندگی برنمی گردد منطقی این است که آن را مساوی مرگ بدانیم و کار خانواده را راحت کنیم تا درگیر صرف هزینه سنگین نشوند و ما زندگی نباتی را در عرف هم در حکم مرگ در نظر می گیریم .در عرف قدیم وقتی قلب از کار می افتاد مرگ در نظر می گرفتند ولی در عرف جدید مرگ را معادل از کار افتادن مغز می دانند.
آقای میری (قاضی )باتایید نظر دکترشیخ الاسلامی بیان کردند که با فرض پذیرش اینکه دیه صد در صد مجازات است می توان قابل قبول باشد ولی اگر خواسته باشیم با هزینه های درمان پیش برویم، طبق قواعد موجود هزینه های درمان به عنوان خسارت معنوی و مادی قابل پذیرش و وصول است.
اختلاف مبنایی فقهی و فتاوی وجود دارد در واقع فقه پویا اقتضا می کنند که مراجع تخصصی به سمتی بروند که فقها را مجاب کنند.
همچنین اصل بر عدم نقصان و ضعف است که در این صورت دیه کمتر باید تایید شود و همه اینها کمک می کند که برویم به سمت یک دیه.
بحث اینکه هزینه های درمان و جبران خسارت چگونه باید تعیین شود. به هر حال راه های حقوقی وجود دارد که خارج از بحث دیه باید بررسی گردد.
سپس دکتر شیخ الاسلامی اشاره کردند که درسال 92 در قانون مجازات آمده به صراحت که خسارات مازاد بر دیه قابل جبران است که ماده قانونی بوده ولی شورای نگهبان بر این ماده ایراد گرفت. ایراد شورا هم این بود  که قبلا رای وحدت رویه صادر شده که در شرع دیه ای که داریم می دهیم بابت خسارت است. بنابرین مجلس هم تسلیم شدو آن ماده را حذف کرد.
حالا دو رویه وجود دارد یکی مواد آیین دادرسی کیفری که خسارات مادی و معنوی را قابل جبران می داند. با ماده 8 و 9 آیین دادرسی کیفری حکم می دهند ولی عده ای از قضات هم چون سابقه سال 92 نظرشورای نگهبان را می دانند و کمی شرعی به قضیه نگاه می کنند و فقط دیه را قبول دارند و هیچ خسارتی ناشی از هزینه های درمان و نگهداری را نمی پذیرند. ولی خود ما طرفدار این هستیم که خسارت را بپذیریم و دیه را جدا در نظر بگیریم و تصویب قاعده لاضرر را می آوریم و استدلال می کنیم که قانون آیین دادرسی کیفری موخر است به قانون مجازات و بعد از آن قانون تصویب شده وقانون سال  92 بعد از آن بودو 94 اجرایی شد.بنابرین به مفاد اولی استناد می کنیم که گفته خسارت قابل پذیرش است.
در مقابل نظر دکتر شیخ الاسلامی، آقای میرزایی بیان داشتند که در زندگی نباتی اگر با مرگ مغزی فرق گذاشته می شود و فرد در حال زندگی است و معلوم نیست کی فوت کند، چون یک زمان می شود یک ظرف زمانی گذاشت مثلا دو هفته دیگر ولی در زندگی نباتی نمی توانیم بگوییم کی از بین می رود و بنابرین باید دیه اش داده شود چون هزینه هایی که در طول زمان افزایش پیدا می کند باید به گونه ای جبران شود. درجامعه ما هم قانونی نداریم که خسارات جانبی را حکم بدهند چون در محاکم، رویه ای هست که گفته می شود وقتی دیه هست چه چیز را می خواهید مطالبه کنید.
به ماده 299 و ماده خلاف آن 298 هم اشاره شد که اختلاف نظر بین قضات وجود دارد .
سپس دکتر عطاران مسبوق به سابقه بودن این مبحث درهمایش های پیشین و در نهایت عدم اتفاق نظر شرکت کنندگان با دیدگاه های مختلف اشاره کردند و پیشنهاد دادند که می بایست زندگی نباتی و مرگ مغزی در ماده 137قانون مجازات اسلامی را به صورت تصویری به همکاران حقوقی نشان داده شود تا از نزدیک شرایط فرد را حس کنند همچنین برای درک بهتر زندگی نباتی نمایشی از مغز و بخش های مختلف آن ارائه و به عنوان مثال نشان داده شود در موارد مرگ مغزی چه بخش هایی از این مجموعه اعصاب از کار می افتد و همچنین در زندگی نباتی که آسیب محدود تر است و آسیب قشر مخ است که منجر می شود به زندگی نباتی .
دکتر شیخ الاسلامی: یک خسارتی به بار آمده و این خسارت مسببش مسئول جبران است بحث هزینه های نگهداری بحث مهمی است که می تواند منجربه رویکرد منفعت طلبانه گردد.]دیه ای تعیین شود خانواده فرد دریافت کنند بعد فرد را رها کنند[
عادلانه این است که بابت ایام نگهداری به ازای هزینه هایی که خانواده متقبل می شوند پرداخت انجام شود مثلا اگر یک سال نگهداری کرد معادل همان یک سال و اگر ده سال نگهداری کرد معادل ده سال هزینه دریافت کند.
بر اساس ماده 372 قانون مجازات اسلامی به گفته فقها حیات نباتی در حکم مرده است.آیت ا...خویی فرمودند :هر گاه کسی به کسی صدمه وارد کند و او را در حکم مرده قرار دهد.....نفر اول قصاص می شود .
دکتر عطاران بیان کردند بهتر است زندگی نباتی را در حکم مرده قراردهیم و لذا یک دیه در نظر گرفته شود و بقیه خسارات ناشی از نگهداری مصدوم جداگانه بررسی شود اگر معادل مرده تلقی شود ماده 372 در این خصوص راهگشا ست .
درپایان جلسه هم پیشنهاد شد در جلسات آتی از یک نفر نورولوژیست دعوت به عمل آید تا در خصوص وضعیت زندگی نباتی و اینکه باید معادل مرگ قرارداده شود یا خیر به صورت تخصصی تر بحث شود.
همچنین مقرر شد جناب آقای دکتر ضیایی استفتاء هایی از فقها درخصوص اینکه آیا زندگی نباتی در حکم مرده است یا خیر بعمل آورند.
 

دفعات مشاهده: 867 بار   |   دفعات چاپ: 84 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

برگزار کنندگان

تاریخ های مهم

  • مهلت ارسال مقاله : اول مهر ماه 99
  • تاریخ برگزاری : 16 - 14 آبانماه ماه 1399

پوستر کنگره


نامه

لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.

آمار سایت

  • كل کاربران ثبت شده: 238 کاربر
  • کاربران حاضر در وبگاه: 0 کاربر
  • ميهمانان در حال بازديد: 8 کاربر
  • تمام بازديد‌ها: 149905 بازدید
  • بازديد 24 ساعت قبل: 492 بازدید

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به همایش طب و قضا می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Congress of Medicine and Justice

Designed & Developed by : Yektaweb